تاریخ‌نگاری

سپاه دزفول چگونه شکل گرفت؟ (قسمت دوم )

به مناسبت سالروز تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

بالانویس:

کتاب «ناجی» زمانه و زندگی شهید محمد حسین ناجی دزفولی است که به تازگی از انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است. حسین ناجی ، مسئول گزینش سپاه دزفول بوده است و لذا در بخشی از این کتاب به چگونگی شکل گیری سپاه دزفول اشاره شده است.  مرور جریانات شکل گیری سپاه دزفول در سال ۱۳۵۸ خالی از لطف نیست. این پست بخشی از فصل ششم کتاب «ناجی» است که تقدیم می گردد.

 

سپاه دزفول چگونه شکل گرفت؟ (قسمت دوم )

 

در ابتدای تشکیل سپاه، واحدی به‌عنوان پذیرش نبود. درواقع همانند قبل از انقلاب، بچه ­ها یارگیری می­ کردند. به این معنی که با افرادی که در جلسات قرائت قرآن مساجد شناخته شده و فعال بودند و مطالعات و تسلط خوبی به علوم و معارف دینی و مذهبی داشتند و عمدتاً از مبارزین قبل از انقلاب و از کسانی بودند که در جلسات قرآن زیرزمینی شرکت داشتند، صحبت می­کردند و آنان را جذب سپاه می­کردند.(دوره­ های اول سپاه به همین شکل تشکیل شد و از افرادی چون آقایان راجی، خادمعلی، محمدجواد محمدی زاده، محمد بازآورده و صفری به‌عنوان مربی دوره­های مختلف استفاده می­شد.)

راوی: محمدعلی سخاوت (از مبارزین و زندانی سیاسی قبل از انقلاب، پاسدار و همرزم)

 

من و حسین از نخستین نیروهای هسته­ ی مرکزی سپاه پاسداران دزفول بودیم. زمانی که سیداحمد آوایی، حکم راه ­اندازی سپاه در دزفول و فرماندهی آن را گرفت، کار را با چند نفر شروع کرد. من و برادرش سیدعلی آوایی به‌عنوان مربیان عقیدتی شروع به همکاری کردیم و علاوه بر حسین ناجی، سید محمدکاظمینی و غلامحسین محمدی زاده هم از اعضای این هسته اولیه بودند.

سپاه یک نهال نوپا بود و روزهای اول جوانه زدن خود را تجربه می ­کرد. قرار شد حسین کارهای گزینش و پذیرش افراد را پیگیری کند و در اصطلاح حسین شد مسئول گزینش سپاه دزفول.

افرادی که قصد ورود به تشکیلات سپاه را داشتند، باید از زیر ذره ­بین دقیق حسین رد می ­شدند و او بسیار ریزبینانه شایستگی افراد برای ورود به این نهاد را بررسی می­کرد. نهادی که قرار بود وظیفه  ­ی حفظ و حراست از نظام نوپای جمهوری اسلامی را داشته باشد.

 ایده­ ی حسین برای گزینش افراد، این بود که متقاضیان حضور در سپاه باید از فیلترهای متعددی عبور کنند. در این بین اگر شخصی کمترین گرایش به جریان­ ها یا گروهک­ های مختلف و یا سوءسابقه و یا مشکلات این­چنینی دیگری داشت، نمی­توانست تأیید حسین را بگیرد و به در بسته می­ خورد. لذا بسیاری از افرادی که توسط حسین کنارگذاشته می­ شدند، از او ناراحت می­شدند و البته مخالفینی هم در این نحوه ­ی سخت گزینش داشت، اما تمام قد از دیدگاه خود دفاع می­کرد و می­گفت: «هر کسی نباید وارد این مجموعه شود»

راوی: حجت‌الاسلام علی راجی

 

در بدو پيروزي انقلاب، ‌عملاً‌ تشكيل سپاه با چالش­هايي مواجه بود. شناخت دقيقي از افرادي كه در گروه­هاي مختلف قبل از انقلاب مبارزه كرده بودند و افكار درستي نداشتند،‌ وجود نداشت؛‌ سازمان­هايي مثل« جنبش مسلمانان مبارز»، «مجاهدين خلق» و «ماركسيست­ها» وجود داشتند و ما مجبور بوديم كه يك فيلتر بسيار قوي براي عدم ورود اين افراد به سپاه داشته باشيم. براي همين من و حسين با هم نشستيم و يك سري فرم­ هاي اوليه را تهيه كرديم و بر اساس آن فرم­ ها، در مصاحبه، سؤالاتي را از افرادي كه قصد ورود به مجموعه سپاه داشتند، می‌پرسیدیم.

گروهي را هم تشكيل داده بوديم براي تحقيقات محلي، چون ما همه­ ي افراد را نمی‌شناختیم و لازم بود كه در مورد آن‌ها تحقيق بشود. افراد متقاضي كه به‌فرمان امام عشق و علاقه داشتند، زياد بودند و همین کار را برای ما کمی مشکل کرده بود.

هر فردی که برای پذیرش مراجعه می­کرد، ابتدا يك فرم به او داده می‌شد تحت عنوان فرم پذيرش و سپس يك سري سؤالات به او داده می‌شد كه جواب بدهد. در مرحله ­ی بعدی با او مصاحبه می‌کردیم و از آقای کاظمینی هم با توجه به تسلطی که روی بحث ولایت‌فقیه داشت، جهت انجام مصاحبه کمک می­گرفتیم. درنهایت گروه تحقيق مي­رفتند و بررسی می­کردند که فرم­هاي پر شده تا چه اندازه صحت دارد. این روند اولیه ­ی پذیرش در سپاه دزفول بود.

 راوی: علیرضا صمیمی فر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا