خاطره شهدا

چشم در چشم بنی صدر ( قسمت سوم )

روایت شناسایی چهره واقعی بنی صدر توسط شهید حسین ناجی قبل از انتخابات ریاست جمهوری

بالانویس۱:

این روزهای نزدیک انتخابات چقدر مناسب است برای مطالعه کتاب «ناجی». ریزبینی، ژرف نگری ، نگاه عمیق و اندیشه ی پویا و بصیرت ناشی از تقوای حسین ناجی چقدر این روزها می تواند به کمک ما بیاید. در شناخت فتنه و فتنه گرها. در شناخت جریان های نفوذ. چقدر جگرم خنک می شود از تصور آن صحنه ای که حسین ناجی روبروی بنی صدر می ایستد، تمام خشم انقلابی اش را در صدایش می ریزد انگشت اشاره اش  را به تاکید روبروی چهره ی  مضطرب بنی صدر تکان می دهد و فریاد می زند: «شما شایسته­ ی ریاست جمهوری ایران نیستید و من به شما رأی نمی ­دهم و به کسانی هم که مرا قبول دارند، تأکید می­ کنم که به شما رأی ندهند!»

این روزها چقدر مناسب است برای خواندن کتاب «ناجی» تا مردم از بینش و بصیرت حسین ناجی الگو بگیرند و بنی صدرهای نفوذی را تا قبل از اینکه قدرت را به دست بگیرند بشناسند.

این روز ها چقدر محتاج «ناجی» هستیم. گاهی یک کتاب هم می تواند «ناجی» باشد .

 

بالا نویس۲:

«چشم در چشم بنی صدر» روایت هایی کوتاه از تشخیص چهره ی واقعی بنی صدر خائن توسط شهید محمد حسین ناجی دزفولی است که در چند قسمت ارائه می شود.

چشم در چشم بنی صدر ( قسمت سوم )

 

سپاه دارای نوارخانه ­ای بود که نوارهای کاست مختلفی از سخنرانی­ های مختلف تا قرآن و نوحه و… در آن موجود بود و نوارهای کاست را به امانت در اختیار متقاضیان قرار می­داد. تمامی نوارهای کمیاب و سخنرانی­­ هایی که مسائل سیاسی را تجزیه و تحلیل می­کردند، در این نوارخانه پیدا می­ شد که در مقطع و دوره­ ی خود بسیار مؤثر و کارآمد بود.

در بین این نوارها، سخنرانی­ های سیاسی مختلفی وجود داشت که با شفافیت خاصی در خصوص بنی­ صدر و مواضع او مواردی را مطرح می­ کردند و عمدتاً بچه ­های سپاه و ذخیره سپاه از این نوارها استفاده می­کردند. تلاش حسین، روی این مسئله بود که این دست نوارها و کتاب­ هایی که در افزایش بصیرت و سواد سیاسی بچه­ ها نقش بسزایی دارد، بیشتر در دست و بال بچه­ ها قرار گیرد و به مطالعه و پژوهش در این خصوص تشویق می­کرد.

بچه­ های سپاه در آن مقطع نسبت به قضیه ­ی بنی­ صدر واکنش­ های متفاوتی داشتند. برخی که کلاً سکوت کرده بودند و لام تا کام حرفی نمی­ زدند. برخی هم می­ گفتند ما وارد مباحث و مواضع سیاسی نمی­ شویم و برخی هم که موافق او بودند.

انگشت ­شمار بودند کسانی که انحرافات بنی­ صدر را مطرح کنند و علناً در مقابل او موضع بگیرند. در چنین وضعیتی، حسین، نوک پیکان مخالفت با بنی­ صدر در سپاه دزفول بود. اگر کسی در طرفداری بنی­ صدر و یا در دفاع از او حرفی به میان می­ آورد با تحلیل و پاسخ منطقی و کوبنده­ ی حسین مواجه می­شد و تا آخرین لحظه هم از مواضع ضد بنی‌صدری خود عقب‌نشینی نکرد و به بنی­ صدر که رأی نداد هیچ، بسیاری از افرادی را هم از رأی دادن به بنی­ صدر پشیمان کرد.

در مورد مشکلات بنی صدر و خطرات رئیس­ جمهور شدنش، مدام روشنگری می­کرد و انحرافات تفکر و شخصیت بنی­ صدر را بازگو می­کرد. حسین کسی بود که با غیبت مشکل داشت، اما در خصوص بنی­ صدر مدام از نقصان­ ها و انحراف­ های فکری­ اش حرف می­زد و می­گفت: «آدم باید تفاوت بین غیبت و غیر غیبت را درک کند. تذکرِ فاصله داشتن بنی­ صدر از ولی‌فقیه غیبت نیست! کسی که دارد با روال و برنامه­ هایش، جامعه را به انحراف می­ کشد، درباره ­اش حرف زدن و خطر انحرافاتش را گوشزد کردن دیگر غیبت نیست! اتفاقاً ما تکلیف داریم و مسئولیم که این موارد را به مردم تذکر دهیم و روشنگری کنیم! ما وظیفه داریم به مردم آگاهی بدهیم و بگوییم که جریان از چه قرار است!»

 

منبع: کتاب ناجی – انتشارات سوره مهر

 

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا