خاطره شهدا
موضوعات داغ

به مقصد می رساند . . . .

روایتی از شهید بهمن درولی

به مقصد می رساند . . . .

روایتی از شهید بهمن درولی

یکی از دوستان در عملیات مجروح شده بود ؛ ایشان را در بیمارستانی در تهران بستری کرده بودند ….

به اتفاق بهمن (دُرولی) راهی تهران شدیم تا عیادتی از این دوست مجروحمان داشته باشیم..

وقتی به جلوی نگهبانی بیمارستان رسیدیم، حراست مانع ورود ما به بیمارستان شد و البته حق هم داشتند؛ قرار نیست در غیر زمان ملاقات کسی وارد بخش های بیمارستان بشود!..

از ما اصرار و از او انکار! …

لحظاتی از مشاجره توام با التماس ما می گذشت که صدای خوش اذان فضای مشاجرات لفظی مان را تلطیف کرد! بهمن بی مقدمه چفیه خود را بر پیاده رو جلوی بیمارستان پهن کرد و آماده اقامه نماز ظهر شد! او همیشه وضو داشت…

من نگاهی از سر تعجب به او انداخته و گفتم : بابا! سر پیاده رو که جای نمازخوندن نیست کمی صبر کن یک جائی ، مسجدی برای نمازخوندن پیدا کنیم، بعد نمازمون رو می خونیم!…

بهمن لبخندی از آن لبخندهای همیشگی زد و گفت:نمی دونی نماز اول وقت چقدر کیف داره! علمای ما اگه به جائی رسیدن؛ از نماز اول وقت اونهاست!…بعد هم نیت کرد و مشغول نماز شد…

هنوز نماز به انتها نرسیده بود که نگهبان بیمارستان مرا صدا زد و گفت: شما با هم هستید؟ گفتم: آره…

گفت: می تونید به همراه اون دوستتون که داره نماز می خونه به عیادت مجروحتون برید!

زود برگشتم پیش بهمن و خبر اجازه حراست بیمارستان را به او دادم…

بهمن خندید و گفت: دیدی گفتم نماز اول وقت، علما را به مقصد می رسونه!

منم خندیدم و گفتم:بله! شما درست می فرمائید عالم بزرگوار!

 

شهید بهمن درولی متولد ۱۳۴۰ در ۲۰ خرداد ۱۳۶۵ در منطقه فاو به شهادت رسید و مزار مطهر او در گلزار شهدای بهشت علی دزفول زیارتگاه عاشقان است

راوی : حاج احمد آل کجباف

به قلم : مسعود پرموز

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا