تاریخ‌نگاری

«الف درفول» یک ساله شد

به بهانه تولد یک سالگی الف دزفول

بالانویس۱ :

۱۱ مرداد تولد الف دزفول بود. اما چون پست شهید بادروج مهم تر بود ، با تاخیر این پست آپ شد.

 بالانویس ۲:

در سالروز تولد الف دزفول ، تعدای از وبلاگ نویسان دزفولی ، در کلبه الف دزفول دعوت بودند. افطار مختصری بود و هم اندیشی کوتاهی و بزرگترین تصمیم این جلسه ارتباط منسجم تر وبلاگ نویسان ارزشی دزفول با هم و ایجاد یک پایگاه اطلاعاتی از وبلاگ نویسان ارزشی دزفول بود.  

 

عین برق و باد، یک سال از آن نیمه شبی که اولین پست را در الف دزفول آپ کردم می گذرد.

و طی این مدت الف دزفول بخش مهمی از زندگی ام را به خود اختصاص داده است.

به گونه ای که بدون الف دزفول احساس می کنم یک جای خالی بزرگ در زندگی و زنده بودنم وجود دارد.

رفتن دنبال خاطرات شهدای شهید و شهدای زنده.

و از اسطوره ها گفتن.

افرادی که آسایش امروزمان مدیون پریشانی دیروز آنهاست.

طی این یک سال ، تا خاطره ای سراسر وجودم را تکان نمی داد، در الف دزفول نمی آوردم و حتی یک بار هم الف دزفول را باری به هر جهت آپ نکردم.

گاه می شد ، دو هفته می گذشت و آپ نمی کردم.

و می دانستم کاری کرده ام که شهدا رزق این هفته الف دزفول را نمی دهند.

هر پست ، رزقی بود از شهدا.

گاه یک خاطره را بیش از سه یا چهار بار می نوشتم و حذف می کردم. آنقدر تا حس کنم ، خواندن آن حداقل آرامش را به قلب خودم هدیه می کند. آنگاه بود که آپ می کردم.

نوشتن هایی که از عمق جانم نشأت می گرفت. گاه در خلوت های شبانه ام و با اشک حرف به حرف این سطور را می نوشتم.

و خودم اولین کسی بودم که از الف دزفول درس می گرفتم.

همین خاصیت برای الف دزفول کافی بود که تذکری بود برای خودم. ( فان الذکری تنفع المومنین)

این یک سال پر بود برایم از خاطره های تلخ و شیرین.

از شهدایی که تقریبا هفته ای یک بار ، از یکیشان می گفتم.

گاه مطالب الف دزفول را می فرستادم برای رسانه های دیگر.

هم رسانه های محلی و هم رسانه های ملی.

رسانه های کشوری که الف دزفول را نمی شناختند ، مطلب را با اینکه ذکر نام و یاد شهدا بود ، منتشر نمی کردند.

برای شناساندن شهدای شهرم خیلی تلاش کردم تا واسطه هایی در این رسانه ها پیدا کنم تا خاطرات شهدای شهرم منتشر شود و مردم ایران ، شهدای شهرم را مثل خیلی از سرداران دیگر، بشناسند.

اما این واسطه ها یا کم کاری می کردند و یا مطلب را دستکاری می کردند، به گونه ای که تاثیر خودش را از دست می داد.

 

هر کس هرجور می خواهد برداشت کند. اما گاه منت کشی می کردم تا مطلب بدون واسطه در رسانه های کشوری منتشر شود.

و سرانجام به لطف و یاری شهدا ، تعدادی از این مطالب در سایت های پر بیننده تابناک و رجانیوز و به تبع انتشار آنها در این دو سایت در سایر رسانه های کشوری منعکس می گردید.

 

و در این میان تنها نکته ای که دلم را می شکست این بود که با شهدا هم مثل سایر خبرها برخورد می شد.

اگر مطلب را یک رسانه انتشار می داد رسانه دیگر از انتشارش سرباز می زد.

و این بزرگترین درد من بود که با شهدا هم چنین برخوردی می شد.

 

و همینجا جا دارد که بدون هیچگونه جهت گیری جناحی و سیاسی و فقط و فقط به حکم وظیفه و به دلیل ترویج خاطرات شهدا ،از مدیران برخی رسانه های دزفول و کشور که در انتشار مطالب الف دزفول همت به خرج می دادند تشکر کنم.

رسانه هایی همچون:

 

پایگاه خبری و اطلاع رسانی دزفیل

پایگاه خبری تحلیلی روناش

پایگاه خبری دزفول تایمز

پایگاه اطلاع رسانی دفتر امام جمعه دزفول (مجد دز) 

و از بین رسانه های پر بازدید کشور از

تابناک  و  رجانیوز

که مطالب مربوط به الف دزفول را پوشش داده و گاه لینک می نمودند.

 

و امروز همچنان پنجره الف دزفول رو به شهدای شهرم باز است و تا نفسی هست باز خواهد ماند.

شهدای دزفول،پایتخت مقاومت ایران.

شهدای شهید و شهدای زنده.

گمنام ترین شهدایی که نامی و یادی از رشادت و حماسه آنان در تقویم های دفاع مقدس ثبت و ضبط نیست.

حکایت شهدا با هر حکایت دیگری متفاوت است و لذا در اولین سالروز تولد الف دزفول از سایر رسانه ها می خواهم که مطالب مربوط به شهدا و دفاع مقدس را بدون هیچگونه جهت گیری و حاشیه دیگر پوشش دهند و نسل جوان را در شناخت  بهتر شهدا و اسطوره های ۸ سال حماسه و ایثار یاری دهند.

و امروز به لطف شهدا این پنجره های مجازی همچنان رو به افزایش است و لازم است که سایر رسانه ها از مطالب این پنجره های مجازی استفاده کنند.

 

وبلاگ هایی مثل  یاد ایام، رهسپار قدیمی، سرگذشت ، سرزمین خاطره ها، بهداری لشکر۷ ، گردان بلال ، بنگروز ، گردان عمارو  . . .  که هر کدام پنجره ای رو به دنیای شهداست.

الف دزفول به دعای همه شما محتاج است.

به امید شفاعت و دستگیری شهدا.

یا علی(ع)

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا