یادهای ماندگار
موضوعات داغ

این واژه ها عطرِ بهشت دارد ( قسمت دوم )

انتشار دستنوشته هایی منتشر نشده از دانشجو و معلم شهید حمید کیانی

این واژه ها عطرِ بهشت دارد ( قسمت دوم )

انتشار دستنوشته هایی منتشر نشده از دانشجو و معلم شهید حمید کیانی

قسمت دوم  – بخش اول

وصیت نامه شهید حمید کیانی به برادران جلسه قرائت قرآنش

بسم الله الرحمن الرحيم

خدمت برادران عزیز جلسه قرائت قرآن حسینیه بنی فاطمه . سلام علیکم و رحمه اله وبركاته

برادران عزیز از اینکه مدتی به هر نحو موجبات تصدع و ناراحتی شما را فراهم آورده واحياناً نگرانتان ساخته ام مرا ببخشید . از اینکه بسیار وقت ها از شما گرفته و پناه بر خدا هیچ سودی نرسانده ام و یا ضرری نیز موجب شده ام جداً انتظار گذشت از شما داشته و التماس می کنم عاجزانه از خدا بخواهید از این گناه بزرگم بگذرد. از اینکه با هر کدام شما چه آنها که قبلاً در جلسه بوده اید و چه آنها که بعداً آمده اید خدای ناکرده تندی و خشم و یا قضاوتی داشته ام طلب عفو می کنم. به بزرگی مقام خویش از من چشم پوشید.

برادران! اینک که نامه سال ها زندگی را به پایان برده و مُهر کرده ام، لازم است با شما عزیزانی که چند مدتی هر چند کم،  اما برگِرد کتابی به عظمت همه بزرگ ها ، قرآن کریم ، حلقه زده بودیم ، تذکراتی و لو اینکه بسیار نا قابلم اما وظیفه هر مؤمن است ، بر شما گوشزد نمایم .

 برادران تنها شفیع روز قیامت قرآن است . قرآن است که مردودین از حساب را چنانچه راهی به آشنایی او داشته باشند، از عذاب جاوید نجات می بخشد! قرآن است که باید از او به عنوان معلم ، مزکی ، چراغ هدایت ، توشه آخرت ، فلاح دنیا و آخرت ، جبران گناهان ، جلای روح و روان ، اطمینان قلب و استماع كلام حق بهره برد.

به این عروة الوثقی محکم بچسبید و هرگز جدائیش را بر خویش مپسندید. هر چند ساعتی ، یادش بگیرید و در دریای بیکرانش غور کنید و هربار بخوانید که کلید گنجینه نجات شماست. برادران اجتماعتان را فقط برای خوشنودی خدا و ارتباط با ولی عصر (عج) همیشه حفظ کنید. با دوست مهربان خویش قرآن آشنا کرده و همیشه با خود داشته باشید که خدا با شماست.

برادران همیشه در فکر باشید چگونه یک نفر را جذب کنید و از چه راهی. چگونه امربه معروف و نهی از منکر کنید؟ برادران همیشه در فکر باشید رضایت خداوند را بجا آورید!

برادران این سخن من است  هر چند خودم بسیار از معصیت خدا روسیاهم، اما به هر حال سخنم اینست :« اسلامی که در راه احيا و پایداریش بر امام حسین(ع) واجب است هستی اش را فدا کند! بر امیرالمومنین واجب است پس از آن همه درد و رنج جانکاه، عاقبت خویش را هدیه کند و امامان هر کدام نیز بدین طريق جانبازی کنند؛ یک شیعه و مسلمان چگونه در دوران جولان كفر و استکبار ، در زمانی که اینگونه در جهت نابودی اسلام تلاش می شود می تواند بی تفاوت زندگی کند؟

شرط شیعه بودن سر و جان بر کف نهادن، آماده جانبازی بودن و جهاد پیگیر در این راه خونین و مقدس است.

پر حرارت باد جبهه های خونرنگ نبرد بر علیه باطل در همیشه تاریخ و پر توان باد بازوی توانای رزمندگان اسلام در مصاف با کفر و زور در همه جبهه ها  و دست خدا همراه شان و شما برادران تلاش کنید و برتوفیق یافتن شرکت در دفاع از اسلام به هر نحو ممکن که قرآن می فرماید .

ای اهل ایمان آیا راهنمائی نکنم شما را به معامله ای که برهاند شما را از عذابی دردناک . ایمان آرید به خدا و پیامبرش و چهاد کنید در راه خدا با مال ها و جان هاتان این بهتر است شما را اگر بدانید.

سوره صف آیات ۱۰ – ۹

به امید اینکه از یاد مان تبرید و همیشه برای نجاتم دعا کنید . خدا نگهدار شما

والسلام

 برادر شما حمید کیانی عید مبارک فطر ۱۴۰۴ هجری قمری

پایان بخش اول از قسمت دوم

ادامه دارد

قسمت دوم  – بخش دوم

توصیه های معلم شهید حمید کیانی درباره قرآن کریم

بسم الله الرحمن الرحيم

برادران گرامی!جوانان عزیز مسلمان! مسئولین امور در جمهوری اسلامی! و پدرها و مادرها!

وصیتم را که از صمیم قلب و با تمام احساس و ادراکم بیان می کنم فرا گیرید. والله دوری از قرآن هلاکت و سقوط درپی دارد. با قرآن باشید. هر روز بخوانید؛ هرچند کم! هر چند محدود! اما بخوانید. حتی نگاهش مفيد است. به سیاهی آن نظر کنید، موثر است. یگانه دستاويز است محکم به آن بچسبید .

 گوشه ای از اوقات زندگی را بدان اختصاص دهید تا از وجود کلام الله پرتو گیرید و انرژی ، به خدا قسم چه دوستانی پر مطالعه و دانا ، چه جوانانی کوشا و با استعداد ، و چه انقلابیون بی نظیر که بواسطه دوری از قرآن فاسد شده اند. بهوش باشید ، مباد خویش را از کلام خدا مستغنی بدانیم.

 نگاهش کنید! بخوانید! احترامش کنید! بر خواندنش گوش فرا دهید! از آیاتش پند گیرید که فلاح است و امید در دنیا و رهایي و رستگاری درآخرت.

برادران فکر کنید. میراث پیغمبر است. اگر میل دارید بر حوض پیامبر را ملاقات کنید، لاجرم باید از دریای امواج و بی پایان قرآن قطره هائی هر چند کوچک در بار خویش جای دهید که تنها شفيع است. قرآنی است که امام سجاد (ع ) عرض كرد، خدایا! اگر با قرآن در زمین مکه و تنها زندگی کنم، هرگز احساس ترس و خستگی و کمبود نمی کنم.

فرزندانتان را با خواندن و بهره گرفتن از قرآن سفارش کنید که بر هر کاری افضل است و اگر کاری ارزش دارد، به واسطه قرآن است بخوانید و بر ذلیلی چون من دعا کنید.

حمید کیانی

پایان بخش دوم از قسمت دوم

ادامه دارد

 

قسمت دوم  – بخش سوم

یکی از یاد داشتهای پاسدار شهید حمید کیانی درباره برادر و برادر زاده شهیدش

عبد الحسین و مسعود کیانی

انا لله وانا اليه راجعون

بسم اله الرحمن الرحيم

هرچند گاهی یاد همراهان شهیدم قلبم را می خراشد . آنگونه ام در فکر و غم فرو می برد که ناچارم به نحوی ابراز دارم که چه سان بعد از هر شهادتی، قلبم سوراخی دیگر برداشته است. برادرانی شهید شده اند که بی مبالغه و اغراق، هر کدام به گونه ای معلم و اسوه ام بوده اند. هرکدام به اندازه ای که در زندگی ام اثر بخشیده اند، به همان نسبت با رفتن خود بر اندوه و تأثرم نشانده و با غم دمسازم کرده اند.

مسعود را از دست داده ام. پارسایی عاشق و فداکار! واقعا پارسا بود و فداکار! چه نیکی هایی که از خود به یادگار گذاشت. چه مهربانی ها که در حقم نمود. شاید در هر مسئله ای با او مشورت می کردم و اکثریت قریب به اتفاق برنامه هامان را به ویژه در سالهای آخر عمرش با هم و هماهنگ اجرا می کردیم. او رازدار و مشاور توانای من بود.

سنش بزرگتر از من و معرفت و عزت نفس او قابل مقایسه با من نبود و نیست. از قبل پیروزی انقلاب با اینکه هنوز بچه بودیم و حتی نابالغ و غیرمکلف در خیلی برنامه ها شرکت می کرد. جلسه قرآن پناهگاه مداوم او بود و به همین دلیل پس از پیروزی انقلاب اسلامی و همزمان با رشد سنی او، روز بروز بر دامنه اندیشه و عملش افزوده می شد. شروع جنگ، او را به جبهه کشاند و پس از چندین بار شرکت در جبهه ها و حضور در عملیاتهای طريق القدس و فتح المبين، نهايتاً عمر شریفش در اولین سالهای جوانی با اجل مقرر رسید  و به دیدار خدا شتافت.

گریه می کرد و راز دل بسیار می گفت. چند روز قبل از شهادتش همه همرزمان را به یاد گرفتن حتی حمد و سوره نماز دعوت می کرد و بسیار اصرارمی ورزید. کم ناراحت می شد و هنگامه ناراحتی او در مسائل ناحق بود و بسیار تند.

کم سن بود اما با روحی بزرگ. چرا ؟ این مدعا از وصایای او که بر کاغذ آورده و نیز از صحبت های آخرش با من در دو کوهه و قبل از آن هوید است. اینها مبالغه نیست. او عاشق شهادت بود و مفصل نوشته و به خدا التماس کرده است .

قرآن دوای دردهای درون است و شفا و طراوت بخش روح! هرچه بیشتر و زیباتر خواندنش بس کوچک است و نا چیز! چه بی ارزش است مسلمانی که در عین توانائی قرآن نمی خواند و از قرائتش روگردان است.

پایان بخش سوم از قسمت دوم

ادامه دارد

قسمت دوم  – بخش چهارم

افتخار بلند شهیدان ما ایثار در راه دوام و گسترش فروغ تابناک این منبع عظیم نور است و مسعود شهید ما نیز از وصیت کنندگان قرآن و نماز است. او قبل از هر چیز بر دوستان و همرزمانش درست قرائت کردن حمد و دیگر سوره های کلام خدا را سفارش می کرد. خدایا! روانش را شاد گردان! خدایا! به آیه های قرآن کریم تو را سوگند می دهم با نور قرآن نورانیش فرما و با صاحب قرآن محشورش بنما!

من و مسعود از کودکی با هم بودیم ولی اوج دوستی و صفای حاکم بین ما از چند سال اخیر بود. عشقی که گاه در دوری موقت همدیگر می گریستیم. مسعود عزیز! آن همه دوستی وصمیمیت عیب نیست اگر به آرزوی تو برای پیوستن من بیانجامد.

مسعود عزیز! شهادت تنها راه نیک رسیدن به خداست. گوارایت باد که با عشق آگاهی کامت را از شربت  گوارایش شیرین ساختی! هنیاً لک!

مسعود عزیز آندم که تیر بر پیکر نازنینیت اصابت کرده است درخاطرت چه  گذشته است؟ آیا رضای خدا؟ پیروزی اسلام؟ سعادت در آخرت؟ همه آری اما ایکاش برای بدبختی چون من نیز در آنحال دعا می کردی!

به خونت قسمت می دهم اکنون برایم از خدا بخواه توفيق جلب رضای حضرتش را و نیز جهاد و شهادت در راهش را! مسائل زیاد است و گفتن کار من نیست . فقط این را بگویم که از شهادت او که از نزدیکترین بچه ها و اقوام ودوستان به من بود نیز بهره ای نگرفتم! شما بگیرید! امیدوارم به لطفش مرا ببخشد.

 برادر بسیار بزرگوار و شریفم مشهدی عبد الحسين! آن روح بلند پرواز و خود ساخته! شهادت جانگدازش خلاءی عمیق و زخمی شدید بر قلب های همه خانواده ما بود. یاد حماسه های جاوید او از قدیم تا شهادت، مبارزات او با زور و ستم های گوناگون، درگیری او با عمال شاه، یاد کمک های بی شائبه و مداوم او به محرومین و فقرا! کدخدا منشی های او که چون مرهمی بر درد دلها سکون و آرامش و دوا بود.

پایان بخش چهارم از قسمت دوم

ادامه دارد

قسمت دوم  – بخش پنجم

ياد پندها و نصيحت های او با دوستان، برادران و آشنایان. یاد اشک های همیشه روان سحرگاهان او در اثنای زیارت عاشورا و آیات قرآن. یاد رقت قلب او در هر مصیبت و تنگی. یاد آن همه عشق و محبت به اهل بیت پیامبر اکرم (ص) که همه شرافت و بزرگی است و درس و الگو از یک طرف و ياد قامت زیبا و سینه سترگ او! یاد حُسن های بسیار زیبا و راستین او! یاد خشم های بجا و بحق او! یاد بازوان قوی و توانای او! یاد  لبخنده دائم نقش بسته بر لبان او! و ياد سينه سوراخ سوراخ او و یاد پیکر غرق در خون او! یاد انگشتر عقیق چسبیده برانگشت یخ زده او! یاد روزهایی که همه ما در انتظار خبرش بودیم. یاد فرزندان عزیز او! یاد آخرین وداع من با او در دوکوهه! ياد آخرین وداع با جنازه در کفن پیچیده آن شیر غیورِ آن براستی شیعه ابا عبدالله (ع) و پیرو امام امت و یاد آن عاشق پر شور! از طرف دیگر دل ها را از غم و درد اکنده کرده و در سوگ می نشاند و اینک من برادر کوچکِ آن مرد خدا پس از شهادتش درد و اندوه ، در اندوه از دست دادن آن همه فضيلت و بزرگواری و نیز در اندوه بزرگتری وآن بی لیاقتی من در کسب فیض از این خون پاک و مطهر در پیمودن استوارتر راه حق و حقیقت.

برادرم مشهدی عبدالحسين! به خون پاکت مرا ببخش و از شفاعت من بی ارزش کوتاهی مفرما! آری غم نامه مسعود و مشهدی عبدالحسین اندوهی همیشه است بر قلب و جانم تا زمانیکه شاید بفضل و کرم خدا پیکر نالایق من نیز در این راه با خاک و خون و باروت آغشته گردد و من نیز هدیه ای ناقابل که جان است بر پیشگاه مالک دنیا و آخرت تقدیم نمایم.

انا لله و انا الیه راجعون.

پایان بخش پنجم از قسمت دوم

ادامه دارد

قسمت دوم  – بخش ششم

آری که اگر پس از این همه شهادت ها و مصائب، دلیلی برای تسکین و آرامش خاطرها هست ، فقط همین است. همین که ما نیز در این راه لاجرم به دیار غربت و بی کسی ره خواهیم سپرد. یاد مرگ که گریبان گیر همه بنی آدم است باعث می شود تابر شهادت این همه عزیزان صبر قابل تحمل باشد و امید همیشه من این است که خداوندا! بزودی ملاقاتم با شهدا و حضور در پیشگاه کبریائیت را مقرر فرما در حالیکه از سیل گناهانم درگذری و مغفور بر بارگاه عظمتت حضور یابم.

 داغ از دست دادن شهیدانی این چنین بسیار سنگین و اندوهبار است. دوستانی که بسیار باهم بوده ایم ؛ بسیار خوب بودند و با وفا! حسين بيدخ – حسن ژاله – محمد حسین اکرمی – محمودشهيا ن زاده که فقط چند روز از آشنائی با هم سابقه داشتیم، اما بسیار عمیق ، سید مهدی جولا . محيد كلولی ، حمید عنبرسر ، مجید صد فساز ، محمود دانشیار ، مهدی عیدی مراد  و…….

چه سود دارد فقط نوشتن نام ها؟ این نام ها باید بر قلب ها حک شود که جای یاراگرجز در قلب باشد و صادقانه، بی فایده است.

 باری اینها و بسیاری دیگر از نزدیکترین دوستان و  همسایگان ، هم درسها ، بچه های جلسه قرآن و…… به خیل شهدا پیوستند و بر داغشان رهامان نمودند. اینها سرمایه های گران و پشتوانه های ارزشمند اسلامند.

 لبیک گویان به فرمان امام ، تکرارکنندگان حماسه های کربلا، ایثارگران با جان و منادیان اسلام و عدالت که همه ارزشهای بزرگ را با شهادت خوئین امضا کردند .

اینها الگوهای عزیز و گرانی اند که نه تنها از مرگ نترسیدند بلکه آرزوی مرگ کردن را سهل و آسان نموده اند. عاشق لقای خدایند و دلیلش آشکار! چرا که بی تابان و پرشتابان برای شهادت اند و این از بزرگترین ارزشهایی است که براستی ره آورد سیل خروشان خون های شهداست. والاترین درسی است که باید آموخت. باید آموخت که مرگ را چگونه باید انتخاب کرد و زندگی مسلمان در چه راهی باید خاتمه یابد.

یاد شهدا، نه برای گریستن و تأسف خوردن تنهاست که بخاطر یاد آوری همیشه مرگ و لقا خدا ضروری است. روانشان شاد باد

حمید کیانی

پایان  قسمت دوم

ادامه دارد

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا