خاطره شهدا
موضوعات داغ

با شهدای انقلاب (روایت دوم )

روایت شهید عزیز صفری

با شهدای انقلاب (دوم )

روایت شهید عزیز صفری

شهید عزیز صفری در سال ۱۳۳۱ در دزفول متولد می شود. پس از تولد عزيز ،خانواده اش که وضع مالی مناسبی ندارند ، وضعیتشان متحول شده و از فقر و پريشاني رها می شوند. همه آشنايان این را از برکت حضور عزیز می دانند. با آمدن عزیز در عرض كمتر از چندماه علاوه بر آنكه از زير بار قرض رها می شوند، وضعشان روز به روز بهتر می شود. به همين دليل عزيز محبوب پدر و مادر می شود.

 از دوران ابتدایی وارد جلسات مذهبی می شود و در دوران دبیرستان به فکر گسترش برنامه های مذهبی در دزفول افتاده و اعلامیه های حضرت امام را پخش می کند.

به مطالعه علاقه زیادی دارد و به همین دلیل زود رشد کرده و در جهت تلفیق مسائل سیاسی و مذهبی در جلسات تلاش می کند.

در سال های ۴۸  و ۴۹ با شهید سبحانی آشنا می شود و این آشنایی عزیز را بیشتر رشد می دهد. در تشکیل «گروه جبهه اسلامی دفاع» با شهید سبحانی نقش دارد. 

در سال ۵۰ در جریان جشن ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی دستگیر و زندانی می شود و پس از آزادی دیپلم می گیرد و دانشجوی انستیتوی کشاورزی اهواز می شود.

عزیز پس از کسب تجربیات مبارزاتی ، لزوم ایجاد تشکیلات زیر زمینی را احساس کرده و با سایر مبارزان گروه منصورون را تشکیل داده و به مبارزه مسلحانه ادامه می دهد.

عزيز يك بار ديگر نیز دستگير می شود، اما دلیل مقاومت و قبول نكردن اتهامات وارده، پس از ۱۸ روز آزاد و برخلاف انتظار ساواك اين اسارت‌ها تجارب باارزشي برایش شده و باعث رشد و هوشياري او مي‌شوند و چهره دژخيمانه رژيم و ساواك بيشتر برايش شناخته مي‌شود و ايمانش به مبارزه بيشتر و كينه‌اش به دشمنان خدا عميق‌تر مي‌شود.

عزیز، در دل مردم شهرش جاي دارد و حتي مدت يك سالي كه مخفي است و در  خانه تيمي زندگي مي‌كند با وجود خطرات زياد، با مردم در تماس بوده و دردهاي آنها را از زبانشان مي‌شنود و مسائل و گرفتاري‌هاي مردم را شناسایی می کند.

عزيز براي دادن اجاره‌بهای خانه تيميشان در یزد  به سراغ صاحب‌خانه مي‌رود، از آنجا كه منزل تيمي مدتي مورد استفاده قرار نگرفته است و صاحب آن نيز يكي از اقوام ساواكي‌هاي یزد است، به آنجا مشكوک شده و آن را بازرسي مي‌كنند و نشانه‌هايي مي‌يابند كه مويد خانه تيمي است و در آنجا مستقر مي‌شوند و همين كه عزیز به آن محل رفته تا اجاره را پرداخته و خانه را تحويل دهد، پليس او را تعقيب مي‌نمايد.

به محض اینکه عزيز با پيچيدن در چند كوچه، تعقيب برايش محرز مي‌شود، به سرعت چرخ زده و به سمت آنها شليك مي‌كند. يكي از آنها را زخمي كرده و از مهلكه مي‌گريزد. اما از آنجا كه ساواك از جريان امر مطلع است، سريعا مامورين خود را در سراسر شهر بسيج مي‌كند و عزیز از آنجا كه امكانات محلي نداشته است به قصد خروج از شهر متواري مي‌شود، ولي در نزديكي‌هاي دروازه شهر مجددا درگيري رخ مي‌دهد كه عزیز با شهامت به رگبار آنها پاسخ مي‌دهد و همين كه گلوله‌هاي  او تمام مي‌شود، زخمي و خون‌آلود بر زمين مي‌افتد.

در این درگیری معاون ساواک یزد و عده ای از ماموران ساواک به دست عزیز به هلاکت می رسند.

عزیز را به بيمارستان منتقل و شبانه به تهران می فرستند و دیگر کسی از عزیز خبری نمی یابد.

شهید عزیز صفری پس از شکنجه های فراوان در تاریخ ۲۷ دیماه ۵۶ شربت شهادت نوشیده و روحش مهمان فرشتگان می شود

 

 

شهید عزیز صفری متولد ۱۳۳۱ در مورخ ۲۷ دی ماه ۱۳۵۶ زیر شکنجه مزدوران ساواکی به شهادت می رسد و مزار مطهرش در بهشت زهرای تهران و مزار یادبودش در گلزار شهدای بهشت علی دزفول زیارتگاه عاشقان است

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا