تاریخ‌نگاری
موضوعات داغ

سپاه دزفول چگونه شکل گرفت؟ (قسمت پنجم )

به مناسبت دوم اردیبهشت ماه سالروز تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

بالانویس:

کتاب «ناجی» زمانه و زندگی شهید محمد حسین ناجی دزفولی است که به تازگی از انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است. حسین ناجی ، مسئول گزینش سپاه دزفول بوده است و لذا در بخشی از این کتاب به چگونگی شکل گیری سپاه دزفول اشاره شده است.  مرور جریانات شکل گیری سپاه دزفول در سال ۱۳۵۸ خالی از لطف نیست. این پست بخشی از فصل ششم کتاب «ناجی» است که تقدیم می گردد.

سپاه دزفول چگونه شکل گرفت؟

(قسمت پنجم )

در موضوع پذیرش افراد و عبور از فیلترهای ورود به سپاه، فشارهای زیادی روی حسین وجود داشت. بالاخره هر یک از بچه ­ها افرادی را می ­شناختند که از دید خودشان برای ورود به سپاه مناسب بودند؛ اما از دید واحد پذیرش حدنصاب نمره­ ی قبولی را کسب نمی­ کردند و علی­ القاعده شاکی هم می ­شدند و به افراد دیگری برای تغییر رأی گزینش متوسل می­ شدند و آن افراد هم طبیعتاً می­ شدند اهرم فشار بر روی حسین!

البته آقای صمیمی­ فر هم در این مسئله کم مصیبت نکشید، چون موافق و هم­رأی حسین بود و به همین دلیل فشارهایی که برای جذب برخی افراد اِعمال می ­شد، نمی­توانست در تغییر رأی مؤثر باشد، لذا برخی مجبور می­ شدند از طریق دیگر شهرها جذب سپاه شوند.

حتی خودِ من هم افرادی را معرفی کردم که توسط گزینش رد شد و برای پیگیری مسئله رفتم و با حسین صحبت کردم. او هم برایم مسئله را تشریح کرد و دلایل عدم پذیرش را برایم توضیح داد.

اعتقاد و شناخت عمیق و دقیقی به ارزش­ها و مبانی اسلام و انقلاب اسلامی و خصوصاٌ مسئله­ ی ولایت فقیه و رهبری انقلاب داشت و تدبیر و ریزبینی و شناخت ظریفی از مسائل دینی و سیاسی ـ اجتماعی روز؛ لذا تأکید می­ کرد، افرادی که نمی­توانند باور قلبی به این ارزش­های بنیادی داشته باشند، نباید وارد سپاه شوند. می­ گفت: اگر کسی به مسئله­ ای باور قلبی نداشته باشد، از آن دفاع نمی­ کند.

مهم‌ترین نکته­ ای که باید در خصوص موضوع نحوه­ ی عملکرد پذیرش سپاه دزفول توسط حسین ناجی، موشکافی شود این مسئله است که چرا «حسین»ی که قبل از انقلاب دغدغه ­ی جذب حتی اراذل و اوباش و لات و لوت­ های محله را به سمت مسجد و جلسات قرآن دارد؛ حسینی که بعد از انقلاب هم تأکید می ­کند اگر بتوانیم حتی یکی از این افرادی را که در خط و خطوط دین و مذهب و مسجد نیستند، به مسیر حق و صراط مستقیم بکشانیم، کار با ارزشی کرده­ ایم و نیروی استوار و ماندگاری ساخته ­ایم و خودش هم پیش‌قدم در این موضوع است. «حسین»ی که برای جذب جوانان در مجموعه ذخیره سپاه، سختگیری خاصی ندارد و تأکید دارد حالا که موقعیتی برای دفاع از کشور پیش آمده است و جوانانی با تیپ­ های مختلف غیرتی شده ­اند برای دفاع، باید این­ها را جذب کرد، چرا وقتی همین حسین به مسئله­ ی جذب در سپاه می رسد، ورق برمی­ گردد و تمام قاعده ­هایی که در جذب­ های قبلی دارد، اینجا دیگر مصداق ندارد؟

پاسخ این مسئله، به‌وضوح شخصیت حسین را نشان می ­دهد و صحت عملکردش را تأیید می­ کند. خیلی­ ها معتقد بودندکه باید فرد را جذب سپاه کرد و سپس کمک کرد تا مشکلات و انحرافات فکری او اصلاح شود؛ اما حسین بر این دیدگاه نبود.

حسین می­گفت: «مشکل این افراد در سپاه حل نمی­ شود. باید افرادی را وارد مجموعه­ ی سپاه کنیم که هم ارزش ­ها را بشناسند و هم باور قلبی داشته باشند و هم توانایی قدرت دفاع از آن ارزش­ها را. قرار است سپاه در راه این انقلاب خون بدهد! اگر کسی ارزش­ها را باور نداشته باشد، پای نظام و انقلاب نمی­ایستد»

حسین در راه نیل به این آرمان سختی­ های زیادی کشید و شماتت­ ها و زخم­ زبان ­ها و توهین­ های زیادی را به جان خرید، اما رویکردش را ذره ­ای انحراف نداد و راهی را رفت که ثمره ­اش را بعدها همه فهمیدند. راهی که اگر حسین نمی­ رفت، سرنوشت سپاه دزفول هم به سرنوشت اندیمشک و آبادان و … دچار می­ شد و علاوه بر این­که این اتفاق برای دزفول رخ نداد، بلکه جان بسیاری از شهرهای دیگر ایران از جمله آبادان، اندیمشک، سوسنگرد، بستان، شوش، ایلام و حتی ماکو را هم نجات داد. سپاه دزفول در کشور می­درخشید، بخاطر خلوص و یکدستی و ولایت­ پذیری نیروهایش.

راوی : محمدعلی سخاوت

 

روزی به حسین گفتم: «بچه ­ها روی این حساسیت­ ها و دقت ­نظرها و سختگیری­ هایت حرف دارند!» گفت: «اگه قرار باشه ما روی خیلی از مسائل چشممون رو ببندیم و اغماض کنیم، همون چیزی میشه که رژیم شاه می­ خواست! باید دقت کنیم افرادی بیان توی این مجموعه که بتونن واقعاً حافظ انقلاب باشن و اثر مثبتی داشته باشن! نباید طوری بشه که هر کسی، با هر تفکر و اعتقادی بتونه وارد این تشکیلات بشه! ما قراره مطیع ولایت باشیم و مدافع اسلام و انقلاب و برای کادر چنین مجموعه ­ای باید هم حساسیت به خرج داد!»

حسین می­گفت: «نیروهای جذب شده، باید پاسدار انقلاب باشند. چطور کسی که هنوز خودش را نساخته، می­تواند پاسداری آینده ساز باشد؟!»

صحت دیدگاه حسین را بعدها زمانی بهتر درک کردم که برخی از آقایان وسط معرکه، لباس سپاه را در آوردند و ول کردند و رفتند. افرادی که در اصطلاح مذهبی هم بودند و اهل دین و دیانت، اما کم آوردند و بی­خیال شدند و گذاشتند و رفتند. آنجا بود که وقتی دیدم افرادی با چنین سابقه ­ی دینی و مذهبی، میدان را خالی می ­کنند، فهمیدم چرا حسین برای جذب افرادِ امتحان پس نداده، سخت­گیری می­کرد. آنجا بود که فهمیدم افق دیدگاه حسین چقدر وسیع بود و چه آینده­ نگری و پیش‌بینی دقیقی داشت و می­خواست افرادی را جذب کند که ساخته شده باشند، نه این­که بعد از جذب در تشکیلات سپاه، تازه بخواهد روی آن­ها کار اعتقادی انجام دهد.

راوی : عزیز عطارزاده

 

ادامه دارد . . .

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا