شهیدنوشته ها
موضوعات داغ

دُرواژه ها (قسمت سوم)

نامه ها و دست نوشته های شهید بهمن دُرولی

بالانویس :

عارف شهید بهمن دُرولی را خیلی ها با مزار خاص و بی نظیرش می شناسند. نه در دزفول ، بلکه در سراسر ایران.مزاری بدون سنگ مزار و مشخصات. همسطح زمین که طبق وصیت او با سیمان پوشیده شده و روی آن نوشته شده است « پرکاهی تقدیم به آستان قدس الهی»

 در وصف انتشار وصیت و تصویر مزارش در سرتاسر کشور همین بس که دانشمند شهید هسته ای کشورمان ، شهید احمدی روشن با الهام از متن مزار شهید دُرولی ، سنگ نوشته ی مزارش را انتخاب کرده است.

 در این بین کمتر کسی با واژه واژه های دلنوشته های بهمن آشناست و کمتر کسی آن کلمات مقدس و منور به یادگار مانده را مرور کرده است. سطرهایی که اگر همسفر واژه هایش شوید ، گذر زمان را حس نخواهید کرد و یقیناً بسیاری از گمشده های خویش را درونشان خواهید یافت و لذتی خواهید چشید ، بی تکرار و غیر قابل وصف و زلزله ای خواهد افتاد در تمامی سلول هایتان . . .
و حکماً برای آینده و زمانه و زیستن خود تصمیمات جدیدی خواهید گرفت . . .

 آماده شوید برای سیر و سلوک و غواصی در اعماق دلنوشته های بی نظیر بهمن، واژه هایی حیرت آلود و شگفت انگیز که عصاره گفتار تمامی عرفا و صلحاست.

روزهای متمادی ان شالله با نوشته های بهمن ، صفا خواهیم کرد.

 

دُرواژه ها 

(قسمت سوم)

نامه ها و دست نوشته های شهید بهمن دُرولی

برادرم استاد و معلمم

آنچه نمی گذارد ما حقایق عالم را ببینیم دیوارها هستند. حجاب های سیاهی که خودمان در درونمان درست کرده ایم. بهشت و جهنم هر کسی بدست خودش می باشد. شروع همین جا است و جای دیگری برای شروع وجود ندارد. در آنجا روشن می شود که اینجا چه کرده…

برادرم خجلت گنه کاری در قیامت آنچنان است که اگر کسی را یکباره از خواب بیدار کنند و در همان حال در جهنم بسوزانند بهتر است از اینکه نامه عملش را بدستش دهند و گویند بخوان!« اقرأ كتابك كفى بنفسك اليوم عليك حسيبا»

برادرم همیشه در مواقع استجابت دعا برای همه دعا کن و از خدا بخواه که همه را عاقبت به خیر کند ؛ خصوصاً این بنده گنهکار را! برادرم نامه ات به دستم رسید و خوشحال شدم همیشه برایم نامه بنویس و نصیحتم کن و احوال دوستانمان را برایم بنویس

گفته بودی از وضع اینجا دانشگاه بنویسم. اینجا همه چیز رنگ دنیا دارد، در اینجا انسانهائی هستند که گاهی نماز را هم برای دنیا می خوانند و نعوذ بالله نعوذ بالله خدای راهم جزئی از دنیا میدانند! اینجا کسانی پیدا می شوند که با آدمهای آنجا خیلی فرق دارند. در آنجا مقلدان پیرو امام هستند و اینجا افرادی دیده میشوند که امامی میخواهند که مقلدشان باشد! آنجا همه دعا می کنند که جنگ با پیروزی اسلام خاتمه یابد و اینجا بعضی میگویند ای کاش شکست میخوردیم تا آبروی فلان مسئول میرفت .

در آنجا مریض بی ملاقاتی نمی ماند و اینجا همه ملاقاتی ها مریض اند!  در آنجا بدی ها را زود رفع می کنند و اینجا کسی بدنبال خوبی ها نمی رود! در آنجا جوانانشان بدنبال کسب معرفت ها هستند و اینجا کسانی پیدا می شوند که معرفت، عار می کند با آنها همراه شود….

خلاصه برادرم قدر خودتان را بدانید! بارها با خودم می گویم الحمدا… که دوران تحصیلم کوتاه است و اگر بیشتر بود نمیدانم چه تصمیمی می گرفتم؟!

حال که آنجا هستی برای این برادرت که اینجاست دعا کن! راستش من خوبی تهران را فقط در جماران میبینم! فقط در مساجد! حتی اگر فقط يك بسیجی در آن باشد! محافل سیاسی در اینجا اغلب برنامه غیر خدائی دارند.

انشا ا… از نزديك با هم صحبت می کنیم.

ملتمس دعا ….

برادرتان بنده خدا محمد جواد درولی

تهران مورخ ۶۴/۹/۵ شب جمعه

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا