با مسئولین
موضوعات داغ

آخرین بار بعثی ها حاج محمد را مصدوم کرده بودند

چند سطری در خصوص حادثه تلخ هتک حرمت و ضرب و شتم فرزندان قرآنی دزفول در قطار مشهد اهواز

 

آخرین بار بعثی ها حاج محمد را مصدوم کرده بودند

چند سطری در خصوص حادثه تلخ هتک حرمت و ضرب و شتم فرزندان قرآنی دزفول در قطار مشهد اهواز

شنیدن روایت هتک حرمت و ضرب و شتم بچه های جلسات قرائت قرآن دزفول و جانباز و آزاده سرافراز دکتر حاجی خلف در ماجرای قطار مشهد ـ اهواز دل تمامی مردم دزفول و خصوصاً خانواده جلسات قرآن و یادگارهای دفاع مقدس را به درد آورد.

ماجرا در دو بخش قابل بحث است.

بخش اول اینکه خدمات ضعیف و کیفیت پایین واگن ها و قطارهایی که به خوزستان اختصاص داده می شود و البته برخورد بد و طلبکارانه کادرهای خدمات رسانی قطارها حرف تازه ای نیست.

مظلومیت خوزستان در خدمات ریلی سال های سال است که وجود دارد و آن هم برمی گردد به عدم توجه مسئولین بالادستی به خوزستان و نیز عدم وجود مدیران و مسئولینی که صدایشان برای درد مردم بالا برود و منفعت مردم را بر منفعت خود اولویت بدانند.

یادم نمی رود آبان ماه سال ۹۰ بود که به این موضوع اشاره کردم. اینکه چرا باید بلیط اندیمشک تهران ۱۵ هزارتومن باشد با این خدمات افتضاح و قطارهای فرسوده و بلیط تهران تبریز با آن همه امکانات و کیفیت و خدمات ۴ هزار تومن. اما آب از آب تکان نخورد و امروز هم با آن همه هزینه ای که از مردم دریاقت می شود باید در واگن هایی فرسوده و بی کیفیت و سرشار از نقص فنی سفر کنند و زمستان ها از خرابی بخاری ها لرز بگیرند و تابستان ها از خرابی کولرها در کوپه ها پخته شوند.

این قصه ی تازه ای نیست. حل هم نمی شود که نمی شود. چون اراده ای در مسئولین خوزستان برای این کار وجود نداشته و ندارد و نخواهد داشت.

 

و اما بخش دوم ماجرا اینکه مردم در مقابله با اعتراض به وضعیت بد کوپه ها و واگن ها توهین و تحقیر و بی خیالی ببینند، باز هم اتفاق تازه ای نیست و هرکس یک بار سابقه سفر با قطار در مسیر خوزستان داشته باشد، تجربه اش را دارد و بارها جمله «همینه که هست، برو هر کاری (غلطی) می خوای بکن» را شنیده اند.

اما برخورد فیزیکی و ضرب و شتم مسافران با باتوم و اسپره ی فلفل و بازداشت معترضان اتفاق بی نظیر و خارق العاده ای است که وقاحت را به حد نهایت رسانده است.

با مظلومیتی که از خوزستان و مردمش سراغ دارم، می دانم که بعد از این حادثه ی تلخ، در نهایت هیچ اتفاقی به نفع مردم ستمدیده نخواهد افتاد، اما این متن را فقط به یک دلیل نوشتم و خواستم فقط یک جمله را به گوش مسئولین برسانم.

در این حادثه فوق العاده تلخ افرادی مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و البته بازداشت شدند که اولاً زائران حرم رضوی بودند و دوماً همه از خانواده های معظم شهدا و جانبازان و جلسات قرائت قرآن. خصوصاً استاد ارجمندمان، جانباز و آزاده ی سرافراز دکتر حاج محمد حاجی خلف.

شاید مصدوم شدن و بستری شدن چنین افرادی باز هم رگ غیرت برخی مسئولین را تحریک نکند و باز هم فقط در حد وضعیت تلفن همراهشان و بیانیه های بی اثر به موضوع بپردازند و در میدان عمل کاری نکنند. اما فقط یک جمله می گویم و تمام.

آقایان مسئول!

« آخرین بار نیروهای بعثی عراق بودند که حاج محمد را مصدوم کردند.» همین!

لطفاً روزی چندبار به این جمله فکر کنید.

حاج محمد! همان رادمردی که قریب ده سال از بهترین سال های جوانی اش را زیر شکنجه های بعثی ها گذراند تا این میزها و مسئولیت ها به شما برسد و اگر الف دزفول در این خصوص قلم می زند، بخاطر حرمت چنین آدم هایی است.

من دیگر حرفی ندارم. در خانه اگر کس است یک حرف بس است.

 

الف دزفول به نوبه ی خود هتک حرمت فرزندان قرآنی دزفول و خانواده های معظم شهدا و جانباز و آزاده ی سرافراز شهرمان را محکوم کرده و از مسئولین امر خواستار است که به احترام  افرادی که حرمتشان شکسته شده است، موضوع را تا حصول نتیجه به نفع مردم و عذرخواهی مسئولین راه آهن، رئیس خاطی قطار و مأموران خاطی از مردم و مصدومین ، پیگیری کنند وگرنه باز هم شاهد تکرار چنین حرمت شکنی هایی به صورت گستاخانه تر خواهیم بود.

والسلام

 

یک دیدگاه

  1. سوء مدیریت. وقتی آدمها برای کاری که به آنها محول می شود آموزش ندیدند می شود همین. می شود رییس قطاری که فکر می کند فرمانده پلیس ایستگاه هم هست. همه رفتارها پر از غلط و غلوط است. ما تا زمانی که فهم مدیریت و علم تدبیر منزل را یاد نگیریم قطار را می کنیم میدان جنگ. حاج محمد خلف فرد مصلحی است ولی برخی حضرات بدرد گاوداری هم نمی خورند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا