دل‌نوشته‌ها

مژدگانی دریافت کنید

یادی از شهدای جاویدالاثر

مژدگانی دریافت کنید

« اسامی زیر جوانانی غیور و غیرتمند هستند که مابین سال های ۵۹ تا ۶۷ به قصد دفاع از آب و خاک و ناموس کشورشان از خانه خارج و  به نبرد با دشمن متجاوز پرداخته وآسایش و آرامش امروز ما را فراهم ساخته اند و  تا کنون به خانه مراجعت ننموده اند. لذا هرکس از نامبردگان اطلاعی در دست دارد ، لطفاً هر چه سریع تر به خانواده آنان اطلاع داده و پدر و مادر آنان را از نگرانی در آورد و مژدگانی دریافت کند.»

تصویر سنگ نوشته اسامی شهدای جاویدالاثر دزفول ( که البته اسامی کامل نیستند)- گلزارشهیدآباد دزفول

کمی صبر کنید.

یادم نبود اکثر پدر و مادرهای این بچه ها ، چشم انتظار دق کردند و رفتند آسمان. آنجا آدرس جوان سروقامتشان راحت تر پیدا می شود.

اینجا، روی زمین که هرچه چشمشان به در ماند ، خبری نشد که نشد. با هر صدای در ، خدا می دانست و دلشان و امید به اینکه خبری از فرزند آورده اند.

به یک بند انگشت هم راضی بودند از پسر، اما همان را هم بهشان ندادند. سهمشان از پسر شد یک قبر خالی در شهیدآباد و بهشت علی که هیچ گاه نخواستند باورش کنند.

آخر سر هم خبری نشد که نشد و  نفهمیدند که آیا جوانشان را به عنوان شهید گمنام بالای کوه یا توی جزیره خاک کرده اند یا هنوز استخوانهایش در دل هور یا بین رمل ها زیارتگاه ملائکه است.

و خودشان هم دق کردند و رفتند.

اشتباه کردم. مژدگانی در کار نیست. دیگر خبری هم بیاورید فایده ای ندارد. برای کی ؟ برای چه؟ اکثر این پدر و مادرها در آسمان کنار جوانشان دارند در بهشت برزخی جرعه جرعه وصال می نوشند و مابقی مردم هم که بی خیال اند.

همین چند پدر و مادر پیری هم که هنوز چشمشان به در است ، چیزی تا لحظه وصالشان نمانده است.

بی خیال حرفی که زدم.

شما خوش باشید به دید و بازدید عیدتان. شاد باشید که دورهم هستید. لذت ببرید از ثانیه ها.

بی خیال آنهایی که رفتند تا ما باشیم  و بی خیال پدر مادرهایی که در قطعه صالحین گلزارهای شهدا آرام گرفته اند و بی خیال پدرمادرهایی که هنوز چشم انتظار یک بند انگشت از جوانشان کنار هفت سین، اشک فراق می ریزند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا