تاریخ‌نگاریدل‌نوشته‌ها

 آتش در مسجد

شب چهارم

الانویس:

تا شب سالگرد ۱۳شهید موشکی سال ۵۹ مسجد نجفیه،  نیت کردم ۵ شب در الف دزفول ، برایشان مراسم بگیرم.

 زحمت مراسم امشب الف دزفول افتاد روی دوش رهسپار قدیمی . بی کم و کاست با قلم خود حاجی تقدیم تمامی میهمانان مراسم امشب.

شب چهارم

 ۱۹ اسفند ۱۳۵۹ ، آن شب ما در زیر زمین دبیرستان طالقانی که ستاد نیروهای ذخیره سپاه دزفول بود مشغول استراحت بودیم که صدای مهیب انفجاری ما را از جا کند ! به حیاط پریدیم . از سمت مسجد نجفیه ستونی از آتش و دود بلند شده بود ، هر لحظه توده بزرگی از اتش ( به اندازه یک بالون ) به هوا بر می خواست . آسمان مسجد آتش گرفته بود ، کسی جرأت نمی کرد از پمپ بنزین خیابان طالقانی نزدیکتر برود .

کامیون حاوی کپسول های گاز خانگی که در جلوی مسجد پارک شده بود بر اثر شلیک موشک دشمن بعثی منفجر شده و کپسول های گاز یکی یکی در حال انفجار بود . . .

کمی که آتش فروکش کرد به سمت مسجد رفتیم ، مسجد به ویرانه تبدیل شده بود . امکان ورود ازسمت درب آن نبود از ضلع شرقی مسجد در خیابان ۲۲ بهمن که یک زمین خالی بود برای کمک رفتیم . بیشترین آوار مسجد در همین سمت بود زیرا این بخش مسجد دو طبقه بوده که براثز انفجار به ویرانه ای تبدیل شده بود . هجوم مردم برای کمک و فریاد بچه های مسجد که :
ترا به خدا روی این خاک ها نروید ! بچه های بسیج این جا خوابیده بودند .
با هرچه که امکان خاک برداری بود همه تلاش می کردند تا آنان که زیر آوار مانده اند را بیرون بکشند . هر چند لحظه صدای تکبیر بلند می شد و این یعنی عزیزی را از زیر خاک بیرون کشیده اند . . .

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا